منوی اصلی

روش امام رضا علیه السلام در مناظره

روش امام رضا علیه السلام در مناظره

 
یـکی‌ از‌ روش هـای تـبلیغی پیشوایان معصوم (ع) ، در برخورد با مخالفان، مناظره یا بحث آزاد می بـاشد. در این میان امام رضا(ع) همانند سایر‌ پیام رسانان الهی برای‌ اثبات‌ حقانیت و رسـاندن پیام خداوند، این روش را به کار برده اند. در این مقاله سه شیوه ایشان در مناظره بیان می شود:

تعقل و خرد ورزی

تـعقل و خـردورزی یکی از روش‌ های اساسی امـام (ع) در تـبلیغ معارف بـوده و بـا مـراجعه به متن مناظرات امام‌ رضا (ع) کـه بـا مخالفان‌ دین‌ و مذهب و متکلمان اسلامی و غیر اسلامی انجام می‌داد ، به این نـکته پی مـی بریم که سخنان آن حضرت در خصوص اثـبات مدعای خود ، با اصـول مـنطقی و عقلانی همراه بوده است بـه گـونه‌ ای که عنصر تعقل و خردورزی جزء لاینفک استدلال های آن امام در هنگام احتجاج و استدلال بـوده اسـت . قوه استدلال آن حضرت به حـدی بـود کـه دیگران در برابر مـنطق آن حـضرت‌ توان‌ خود را از دست مـی دادنـد و بی اختیار تسلیم مقام علمی او می شدند و زبان به عجز و ناتوانی می گشودند .
پژوهـشگری در این رابطه چنین اظهار نظر مـی‌کند:
«نـوع‌ مذاکرات‌ و گـفت وگـوهای امـام رضا(ع) با سران و نـمایندگان ادیان و مذاهب مختلف -که محتوای آن چیزی جز تبیین علوم و معارف اسلامی نبود- از یک ویژگی خـاصی بـرخوردار بود و آن، تجلی بعد‌  عقلانی‌ در نوع اسـتدلال‌هایی بـود کـه اقـامه مـی‌فرمودند. درک چنین امری هـم کـار آسانی است و با مراجعه به سخنان و مناظرات ایشان به راحتی می توان به این نکته پی بـرد‌ کـه‌ هـر‌ سخنی از آن حضرت در‌ خصوص‌ اثبات‌ مدعای خود مـبتنی بـر اصـل و یـا اصـول عـقلانی بود. به گونه ای که عنصر تعقل و خردپذیری، جزء لاینفک استدلال های آن‌ حضرت‌ در‌ مقام احتجاج با مخالفان دین و مذهب بوده است‌. و صدالبته‌ همین نکته هم باعث مـحکوم شدن و ساکت ماندن مخالفین در مقابل امام و در نتیجه هدایت آنها و تشرفشان به دین‌ اسلام‌ و مذهب‌ تشیع می شد. بدیهی است در مباحث اعتقادی و در باب‌ مناظرات باید به نقطه مشترک و مقبول بین طـرفین کـه همان اصول و قواعد عقلی است توجه نمود و استدلال بر‌ هر‌ مدعایی‌ را از همین طریق پی گرفت، چرا که درغیر این صورت‌ نمی‌ توان نتیجه مثبتی از مقدمات خود بدست آورد و این یکی از اصـول عـقلانی یک مناظره است‌ که‌ با‌ عنایت خاصی از سوی امام پیگیری می شد.»

همراهی

گاهی برای‌ روشن‌ شدن‌ حقیقت ورسیدن به هدف بـاید در ظـاهر تسلیم خصم شد واندک انـدک ذهـن او‌ را‌ برای‌ قبول آن آماده ساخت ، اگر مربی بخواهد در ابتدا بدون آمادگی متربی ، وی را به‌ سوی‌ حقیقت فرا خواند ممکن است با عکس العمل مواجه شود
بـراین اسـاس امام‌ رضا‌ (ع) در‌ مناظرات خـود ، روش هـمراهی را به کاربرده است که نمونه بارز آن در مناظره‌ امام‌ علیه السلام با جاثلیق است که درآغاز با آنها همراهی می کند وسرانجام‌ عقیده‌ و پیام‌ خود را اعلام می کند .[1]
در مـناظره بـا‌ جاثلیق‌ :
مأمون وقتی از جاثلیق می خواهد که با امام رضا (ع) مناظره کند‌ و او‌ می‌ خواهدهمان اول امام را در تنگنا قرار دهد . رو به مأمون چنین شروع می کند‌ : چگونه‌ با‌ مردی به گفتگو بـنشینم در حـالی‌که اگر گـفتگو کنیم ، دلیل خود را‌ بر‌ من از کتابی که منکرم و به قول پیغمبری که به او ایمان ندارم ، می آورد ، کـه‌ امام‌ رضا (ع) می فرمایند:«ای نصرانی اگر دلایل خود را از انجیل بیاورم‌ قـبول‌ مـی کنی ، کـه جاثلیق قبول به مناظره می‌کند‌ . و حضرت‌ در‌ ادامه از انجیل و یوحنای دیلمی ، مواردی را‌ مطرح‌ می‌کند.»[2]
امام بعد از جـاثلیق ‌ ‌وقـتی می خواهد با‌ رأس‌ الجالوت مناظره کند:
اولاً او‌ را‌ در شروع‌ سؤال‌ مخیر‌ می گذارد و مـی فـرمایند: «تـو می‌ پرسی‌ یا من از تو بپرسم؟ گفت: من می‌پرسم و از تو هیچ حقی را‌ قبول‌ نمی کنم مـگر این از تورات‌ یا زبور داوود (ع) یا‌ از‌ صحف ابراهیم و موسی بیاوری، حضرت‌ می‌ فرمایند: از مـن هیچ قبول مکن مـگر آن چـه را که تورات به‌ زبان‌ موسی بن عمران و انجیل به‌ زبان‌ عیسی‌ بن مریم و زبور‌ به‌ زبان داوود ناطق باشد‌.»[3]

پرسش و پاسخ

طرح یک سؤال با عث تمرکز حواس و جلب‌ تـوجه‌ افراد به مطلب می شود وحس‌ کنجکاوی‌ وحقیقت جویی‌ افراد‌ را‌ تحریک می کند در‌ این صورت با دل ودیده به سوی گوینده می رود تا پاسخ آن را بشنود‌ . امام‌ رضا (ع) نیز در موارد متعدد از‌ این‌ شـیوه‌ اسـتفاده‌ کرده‌ اند:
الف) مخیر‌ گذاشتن‌ طرف مقابل در شروع سؤال یا جواب، نشان دیگری از برخورد اقتدار آمیز امام (ع) می‌باشد.
«حضرت‌ روبه‌ رأس‌الجالوت‌ کرده،فرمودند: حال، من از تو سؤال‌ کنم‌ یاتو‌ سؤال‌ می‌کنی؟وگفت: مـن‌ سـؤال‌ می‌کنم و...»[4]
ب) درخواست سؤال در تمامی زمینه‌ها «فَأَقْبَلَ عَلَیْهِ یَحْیَی بْنُ أَکْثَمَ فَقَالَ أَ تَأْذَنُ لِی جُعِلْتُ فِدَاکَ فِی مَسْأَلَةٍ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) سَلْ إِنْ‌ شِئْتَ...»[5]
یحیی بن اکثم رو به امـام رضـا(ع) کرده و گفت: فدایت شوم اجازه می‌فرمایید مسئله‌ای را مطرح کنم؟ امام(ع) فرمودند: ازهرچه می‌خواهی بپرس...
«جَاءَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی‌ الْحَسَنِ‌ الرِّضَا مِنْ وَرَاءِ نَهَرِ بَلْخَ قَالَ إِنِّی أَسْأَلُکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَإِنْ أَجَبْتَنِی فـِیهَا بـِمَا عـِنْدِی قُلْتُ بِإِمَامَتِکَ فَقَالَ أَبُو الْحـَسَنِ (ع) سـَلْ عـَمَّا شِئْت...‌»[6]
مردی خدمت‌ حضرت‌ رضا رسید از پشت نهر بلخ گفت من یک سؤال از شما می‌کنم اگر جوابش را آن طور که مـن مـی‌دانم دادی قـائل‌ به‌ امامت شما می‌شوم. حضرت رضا‌ فرمود‌ هـر چـه مایلی سؤال کن...‌
«فَإِنِّی إِنَّمَا جَمَعْتُکُمْ لِتَسْأَلُوا عَمَّا شِئْتُمْ ... فَهَلُمُّوا مُسَائِلَکُمْ فَابْتَدَأَ عَمْرُو بْنُ هَدَّاب»‌[4]
امام(ع) فرمود: مـن‌ شـماها‌ را در ایـن مجلس‌ جمع‌ کردم از هرچه دوست دارید بپرسید...
 

پی نوشت:

1.عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق ، 1389، ج1، ص 317 

2.بحارالانوار، علامه مجلسی ، 1403، ج49، ص175

3.بحارالانوار، علامهمجلسی‌ ، 1403، ج49، ص176

4. عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق ، 1389 ،ج1، ص333

5.بحارالانوار، علامه مجلسی ، 1403، ج50، ص76

6.بحارالانوار، علامه مجلسی ، 1403 ج49، ص105.

7.بحارالانوار، علامه مجلسی ، 1403 ، ج50، ص74.

منبع:

شیوه ها و ویژگی های مناظره امام رضا علیه السلام ، عنایت الله شریفی، حسین دنیادیده ، مجموعه مقالات دانشگاه علامه طباطبایی ، زمستان 1392 ، شماره 290 - قابل دسترس در پایگاه مجلات تخصصی نور

 

افزودن دیدگاه جدید