منوی اصلی

سخاوت و بزرگواری امام سجاد علیه السلام در واقعه حره

سخاوت و بزرگواری امام سجاد علیه السلام در واقعه حره

از وحشتناکترین جنایات امویان پس از به شهادت رساندن امام حسین علیه‌السلام، واقعه‌ای است که در تاریخ اسلام به نام واقعه حرة شهرت دارد. این واقعه مربوط به شورش مردم مدینه در بیست و شش یا بیست و هفت ذی الحجه سال شصت و سه است.يزيد بن معاويه براي سركوبي مردم حجاز، مسلم بن عقبه را كه به خونريزي و جنايت‌كاري معروف بود با سپاهي عظيم به سوي آنان گسيل داشت و اين سپاه از راهنمايي‌هاي عبدالملك بن مروان كه از فراريان مدينه بود اطلاعات لازم را بدست آورد و سرانجام در 28 ذی الحجه، سال 63 قمري به شهر مدينه منوره هجوم آوردند و با انقلابيون و مخالفان بني‌اميه به نبرد پرداختند.(واقعه حره)

نقش امام سجاد علیه السلام در واقعه حره

اربلى در كشف الغمه از كتاب نثر الدرى از ابن اعرابى روايت كرده مى ‏نويسد: آنگاه كه يزيد بن معاويه لشكريان خود را جهت قتل و غارت به مدينه گسيل داشت، على ابن الحسين (ع) چهار صد زن همراه با شوهران خود از قبيله بنى عبد مناف را پناه داد، و تا آنگاه كه سپاه مسرف بن عقبه متفرق شدند و مدينه را ترك كردند همچنان در خانه على بن الحسين (ع)، به سر مى ‏بردند.

و در تذكرة الخواص از ابن ابى الدنيا آمده است كه:آنگاه كه على بن الحسين (ع) عازم حج و عمره گرديد، سكينه دختر حسين بن على (ع) براى وى توشه و سفره‏اى كه هزار درهم خرج آن شده بود فرستاد. آن حضرت همين كه به منطقه حره نزديك شد دستور داد آن را بين فقرا و مساكين تقسيم كنند.

اخراج بنی امیه از حجاز و نقش حمایتی امام سجاد علیه السلام

علامه اربلى اضافه كرده مى‏ گويد: موقعى كه ابن زبير نيز به طرد و اخراج بنى اميه از حجاز پرداخت على بن الحسين (ع) بازهم به همان ترتيب رفتار كرد و بسيارى از خانواده‏هاى مختلف را در كنف حمايت خود درآورد. و از زمخشرى در ربيع الابرار آمده است كه: وقتى زيد بن معاويه، مسلم بن عقبه را به قتل و غارت مدينه فرستاد، زين العابدين (ع)، چهار صد نفر از زنان مدينه همراه با اولاد و حشم آنان را در كفالت خود درآورد و در خانه خود جاى داد. و تا وقتى كه لشكر مسلم مدينه را ترك نكرده بود همچنان آذوقه و غذا و خوراك آنان را تأمين مى‏ كرد و آنگاه كه در اين مورد از يكى از زنان جويا شدند، وى در پاسخ گفت:

نعمت و آسايش و زندگى شيرينى كه در خانه على بن الحسين (ع)، بر من گذشت هرگز در خانه پدر و مادر خود مشاهده نكرده بودم.(1)

فضايل كشته‏ شدگان واقعه حرّه‏

رسول خدا (ص) در يكى از سفرهاى خود به بيرون مدينه، به منطقه حرّه كه از آن بنى زهره بود رسيد، آن جا ايستاد و آيه استرجاع را قرائت كرد.
مردم به رسول خدا (ص) گفتند: يا رسول اللّه چه شده است؟
رسول خدا (ص) گفت: در حرّه كسانى از بهترين افراد امتم كشته مى‏ شوند.
عبد اللّه بن سلام در دوره حكومت معاويه در حره ايستاد و گفت: در كتاب يهوديان چيزى ديدم كه نه مبدل مى‏ شود و نه تغيير مى ‏كند و آن اين كه، اين جا جايگاه كشته شدن مردمى است كه در روز قيامت در حالى كه شمشيرهاى خود را بر گردن‏هاى خود آويخته ‏اند محشور مى‏ شوند، آنان در برابر خداوند مى ‏ايستند و مى‏ گويند: ما براى تو كشته شديم.
داود بن حصين گفته است: نزد ما قبرهاى كسانى هست كه در حره كشته شده ‏اند، بيش‏تر اوقات كه به طرف آن قبرها مى‏ رويم، بوى خوش مشك از قبر آنان به مشام ما مى ‏رسد.
عبد اللّه بن ابو سفيان از پدرش نقل مى‏ كند، من عبد اللّه بن حنظله را در خواب ديدم، صورتى زيبا و پرچمى نيز در دست داشت، به او گفتم: ابو عبد الرحمن آيا كشته شدى؟
عبد اللّه گفت: آرى و خدايم را ملاقات كردم و مرا به بهشت وارد كرد، هر وقت كه بخواهم از ميوه ‏هاى بهشت مى ‏خورم.
به او گفتم خداوند با ياران تو چه كرد؟
عبد اللّه گفت: آنان نيز همراه من هستند، آنان به زير پرچم من هستند چنان كه آنان را مى‏ بينى.
ابن سيرين گويد، كثير بن افلح را در خواب ديدم، به او گفتم، آيا تو شهيد شدى؟
كثير گفت: در اسلام شهادت نيست، شهادت نوعى نوحه‏گرى است. اعرج گفته است مردم پيش از واقعه حرّه لباس رنگى نمى‏ پوشيدند، وقتى كه مردم در حرّه كشته شدند، پوشيدن لباس رنگى را نيكو داشتند. گريه بر كشتگان حره حدود يك سال ادامه داشت.
عبد اللّه بن ابو بكر گويد، مردم مدينه، عزيزترين مردم بودند، وقتى واقعه حرّه به وقوع پيوست، مردم به آنان جسارت مى‏ كردند و آنان را خوار مى‏ شمردند.
عيسى بن طلحه از عبد اللّه بن مطيع پرسيد: در روز حرّه چگونه نجات يافتى؟
عبد اللّه گفت: آنچه را كه از پيروزى مردم شام بر مردم مدينه مى ‏بايست مى ‏ديدم، ديدم.
ديدم كه فرزندان حارثه چگونه با مردم رفتار مى‏كنند، به ياد سخنى از حارث بن هشام در روز بدر افتادم و دانستم كه دشمنان جايگاه مرا نخواهند يافت. بنابر اين متوارى شدم و به ابن زبير پيوستم، جاى تعجب دارد كه عبد اللّه بن زبير نيز بيش‏تر از شش ماه نتوانست ايستادگى كند در حالى كه جز عده‏اى اندك كسى با او باقى نماند. در روز حرّه دو هزار مرد همراه ما بودند همه آنان زره بر تن كرده بودند ولى با اين وجود نتوانستيم حتى تا آخر شب نيز آنان را نگه داريم و همه آنان كشته شدند.(2)

منابع:

(1)سيره معصومان،سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى‏،تهران:سروش،1376، ج:5،ص242.

(2)ترجمه الامامه و الاسیاسه، سید ناصر طباطبائی، صص227-228.

افزودن دیدگاه جدید