منوی اصلی

روزه خاص و حال افراد خاص از دیدگاه عقل

روزه خاص و حال افراد خاص از دیدگاه عقل

الجزء الأول؛ أبواب أحكام شهر رمضان؛ الباب الخامس فيما نذكره من سياقة عمل الصائم في نهاره و فيه فصول‏؛ فصل فيما نذكره من صوم الإخلاص و حال أهل الاختصاص من طريق الاعتبار
جلد اول، باب های احکام ماه رمضان؛ باب پنجم: طریقه عمل روزه دار در روز ماه رمضان؛ فصل دوم روزه خاص و حال خاصّان از دیدگاه عقل:
اعلم أن أصل الأعمال و الذي عليه مدار الأفعال ينبغي أن يكون هو محل التنزيه عن الشوائب و النقصان و لما كان صوم شهر رمضان مداره على معاملة العقول و القلوب لعلام الغيوب وجب أن يكون اهتمام خاصته جل جلاله و خالصته بصيام العقل و القلب عن كل ما يشغل عن الرب فإن تعذر استمرار هذه المراقبة في سائر الأوقات لكثرة الشواغل و الغفلات فلا أقل أن يكون الإنسان طالبا من الله جل جلاله أن يقويه على هذه الحال و يبلغه صفات أهل الكمال و أن يكون خائفا من التخلف عن درجات أهل السباق مع علمه بإمكان اللحاق فإنه قد عرف أن جماعة كانوا مثله من الرعية للسياسة العظيمة النبوية و بلغوا غايات من المقامات العاليات و فيهم من كان غلاما [ما] يخدم أولياء الله جل جلاله في الأبواب و ما كان جليسا و لا نديما لهم و لا ملازما في جميع الأسباب فما الذي يقتضي أن يرضي من جاء بعدهم بالدون و بصفقة المغبون و أقل مراتب المراد منه أن يجري الله جل جلاله و رسوله ص مجرى صديق يحب القرب منه و يستحيي منه و هو حافر من الأعراض عنه فإذا قال العبد ما أقدر على هذا التوفيق و هو يقدر عليه مع الصديق فهو يعلم من نفسه أنه ما كفاه الرضا بالنقصان و الخسران حتى صار يتلقى الله جل جلاله و رسوله و آله ع بالبهتان و الكذب و العدوان‏
شايسته است كه ريشه و مدار تمام اعمال و كردارهاى انسان بر تنزيه خداوند از آلودگى‌ ها و كاستى‌ ها استوار باشد و چون مدار روزه‌ ماه رمضان بر معامله‌ عقل و دل با خداوند آگاه به نهانى‌ ها است، بنابراين، بايد اهتمام ويژگان و برگزيدگان درگاه خداوند-جلّ جلاله-به روزه‌ عقل و قلب از هر چيز كه انسان را از پروردگار به خود مشغول مى‌ كند، باشد و اگر به واسطه‌ كثرت امور سرگرم‌ كننده و غفلت، اين گونه مراقبه در تمام اوقات امكان نداشت، دست‌ كم بايد انسان از خداوند-جلّ جلاله- بخواهد كه او را بر اين حال يارى نموده و به صفات اهل كمال برساند و نيز از اين‌ كه از درجات پيش‌ گيرندگان جامانده، با علم به اين‌ كه مى‌ توانست به آن‌ ها بپيوندد، بيمناك باشد؛ زيرا مى‌ داند كه افرادى مانند او از غير معصومين به واسطه‌ تدبير و سياست بزرگ نبوى-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-به منتهاى مقامات عاليه نايل گرديده‌ اند، كه حتى برخى از آن‌ ها برده و غلام بوده‌ اند و هرگز در خدمت اولياى خدا-جلّ جلاله-و دربان يا همنشين و همدم و يا در تمام امور ملازم آنان نبوده‌ اند. بنابراين، به چه دليل كسانى كه بعد از آنان آمده‌ اند، به امور پست و معامله‌ زيانبار راضى شده‌ اند؟ درحالى‌ كه كمترين چيزى كه از آنان خواسته‌ اند اين است كه با خداوند-جلّ جلاله-و رسول او-صلوات اللّه عليه-مانند يك دوست رفتار كنند، دوستى كه دوستدار نزديكى به خدا و رسول-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-است و از آن دو شرم مى‌ كند و از روى گرداندن آن‌ها بيم دارد. اگر بنده‌ اى بگويد: توان انجام اين مقدار از توفيق را نيز ندارم درحالى‌ كه قطعا توان آن را دارد، خود مى‌ داند كه نه تنها به كاستى و خسران خود بسنده نكرده، بلكه با خدا و رسول او، با بهتان و دروغ و دشمنى برخورد نموده است.

افزودن دیدگاه جدید