منوی اصلی

دعای سید بن طاووس در روز اول ماه ربیع الثانی (زاد المعاد)

دعای سید بن طاووس در روز اول ماه ربیع الثانی (زاد المعاد)

اعمال ماه ربیع الثانی، سيّد بن طاووس روايت كرده است كه در روز اوّل اين ماه مستحب است كه اين دعا را بخوانند:

اللَّهُمَّ أَنْتَ إِلَهُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ خَالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ،

خداوندا! تو معبود هرچيز، آفرينندۀ هرچيز و پروردگار هرچيز هستى،

أَسْأَلُكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَ الْغَايَةِ وَ الْمُنْتَهَى وَ بِمَا خَالَفْتَ بِهِ بَيْنَ الْأَنْوَارِ وَ الظُّلُمَاتِ وَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

از تو درخواست مى‌كنم به دستاويز استوار و غايت و منتهاى خوشنودى تو و به آنچه كه به واسطۀ آن ميان روشنايى‌ها و تاريكى‌ها و بهشت و جهنم و دنيا و آخرت ناسازگارى ايجاد كردى

وَ بِأَعْظَمِ أَسْمَائِكَ فِي اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ، وَ أَتَمِّ أَسْمَائِكَ فِي التَّوْرَاةِ نُبْلًا، وَ أَزْهَرِ أَسْمَائِكَ فِي الزَّبُورِ عِزّاً،

و به بزرگ‌ترين اسم تو در لوح محفوظ و به بلندپايه‌ترين اسم‌هايت در تورات و به سرافرازترين اسم‌هايت در زبور

وَ أَجَلِّ أَسْمَائِكَ فِي الْإِنْجِيلِ قَدْراً وَ أَرْفَعِ أَسْمَائِكَ فِي الْقُرْآنِ ذِكْراً وَ أَعْظَمِ أَسْمَائِكَ فِي الْكُتُبِ الْمُنَزَّلَةِ وَ أَفْضَلِهَا

و به والاترين اسم‌هايت در انجيل و پرآوازه‌ترين اسم‌هايت در قرآن و به بزرگ‌ترين و برترين اسم‌هايت در كتاب‌هاى فروفرستاده شده

وَ أَسَرِّ أَسْمَائِكَ فِي نَفْسِكَ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ

و به نهانى‌ترين اسم‌هايت در ذات تو كه هيچ كس همانند تو نيست

وَ أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ بِالْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ مَا حَمَلَ وَ بِالْكُرْسِيِّ الْكَرِيمِ وَ مَا وَسِعَ،

و از تو درخواست مى‌كنم به عزت تو و قدرت تو و به عرش بزرگ و آنچه عرش حامل آن است و به كرسى باكرامت و آنچه كرسى آن را در بر گرفته است

أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تُتِيحَ لِي مِنْ عِنْدِكَ فَرْجَكَ الْقَرِيبَ الْعَظِيمَ الْأَعْظَمَ،

كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و گشايش نزديك، بزرگ و بزرگ‌ترت را به من ارزانى دارى.

اللَّهُمَّ أَتْمِمْ عَلَيَّ إِحْسَانَكَ الْقَدِيمَ الْأَقْدَمَ وَ تَابِعْ إِلَيَّ مَعْرُوفَكَ الدَّائِمَ الْأَدْوَمَ وَ أَنْعِشْنِي بِعِزِّ جَلَالِكَ الْكَرِيمِ الْأَكْرَمِ.

خدايا نيكوكارى ديرينه و ديرينه‌ترت را بر من تمام كن و نيكى هميشگى و جاودانه‌ترت را پى‌درپى شامل من كن و با سرفرازى و عظمت ارزشمند و ارزشمندترت مرا سربلند گردان.

 (وَ إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ)[1]

«و خداى شما خداى يكتاست، نيست خدايى مگر او كه بخشاينده و مهربان است.»

(اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي اَلسَّماواتِ وَ ما فِي اَلْأَرْضِ)[2]

«خداى يكتاست كه جز او خدايى نيست، زنده و پاينده است، هرگز او را كسالت خواب فرا نگيرد و آنچه در آسمان‌ها و زمين است از آن اوست.»

(الم* اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ)[3] (هُوَ اَلَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي اَلْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ)[4]

«الف، لام، ميم (از حروف مقطعه و اسرار قرآن است) ، خداى يكتاست كه جز او خدايى نيست كه زنده و پايندۀ ابدى است.» «خداست آن‌كه صورت شما را در رحم مادران مى‌نگارد هرگونه اراده كند. خدايى جز آن ذات يكتا نيست كه (به هرچيز) توانا و داناست.»

(شَهِدَ اَللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ اَلْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا اَلْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ)[5]

«خدا به يكتايى خود گواهى مى‌دهد كه جز ذات اقدس او كه نگهبان عدل و درستى است خدايى نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز به يكتايى او گواهى مى‌دهند كه نيست خدايى جز او كه (بر همه چيز) توانا و داناست.»

(اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ اَلْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ)[6]

«خداى يگانه، هيچ خدايى جز او نيست، محققا همۀ شما را در روز قيامت كه شك در آن نيست جمع مى‌آورد.»

(ذلِكُمُ اَللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ)[7]

«اين است (وصف) پروردگار شما، كه جز او هيچ خدايى نيست، آفرينندۀ هرچيز است، پس او را پرستش كنيد و او نگهبان همۀ موجودات است.»

( اِتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ اَلْمُشْرِكِينَ)[8]

«اى پيغمبر! از هرآنچه از خدا به تو وحى شد پيروى كن، كه خدايى جز آن ذات يكتا نيست و از مشركان روى بگردان.»

(قُلْ يا أَيُّهَا اَلنّاسُ إِنِّي رَسُولُ اَللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً اَلَّذِي لَهُ مُلْكُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ

«(اى رسول ما به خلق) بگو: اى مردم! من رسول خدايم، بر همه شما آن خدايى كه فرمان‌روايى آسمان‌ها و زمين از آن اوست، هيچ خدايى جز او نيست، كه زنده مى‌كند و مى‌ميراند

فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ اَلنَّبِيِّ اَلْأُمِّيِّ اَلَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اِتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)[9]

پس بايد ايمان به خدا آوريد و به رسول او پيغمبر امّى (كه از هيچ‌كس جز خدا تعليم نگرفته)، آن پيغمبرى كه به خدا و سخنان او ايمان دارد و پيرو او شويد، باشد كه هدايت يابيد.»

(وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكُونَ)[10]

«در صورتى كه مأمور نبودند، جز آن‌كه خداى يكتايى را پرستش كنند كه جز او خدايى نيست، كه منزه و برتر از آن است كه با او شريك قرار مى‌دهند.»

(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ)[11]

«پس (اى رسول) هرگاه مردم رو گردانيدند بگو: خدا مرا كفايت مى‌كند كه جز او خدايى نيست، من بر او توكل كرده‌ام و او رب عرش بزرگ است.»

(حَتّى إِذا أَدْرَكَهُ اَلْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اَلَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ)[12]

«تا چون هنگام غرق فرعون فرارسيد گفت: اينك من ايمان آوردم كه حقّا جز آن كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان دارند خدايى در عالم نيست و من هم از مسلمانان و اهل تسليم فرمان او هستم.»

( قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ مَتابِ)[13]

«بگو: او خداى من است و جز او خدايى نيست، من بر او توكل كرده‌ام و روى اميدم همه به سوى اوست.»

(يُنَزِّلُ اَلْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاتَّقُونِ)[14]

«خدا فرشتگان را با روح به امر خود بر هريك از بندگان كه خواهد مى‌فرستد، كه خلق را (اندرز داده و از عقوبت شرك به خدا) بترسانيد (و به بندگان بفهمانيد) كه خدايى جز من نيست، پس از من بترسيد.»

(وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ اَلسِّرَّ وَ أَخْفى* اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ لَهُ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنى)[15]

«و اگر به آواز بلند يا آهسته سخن گويى (يكسان است كه) همانا خدا بر نهان و مخفى‌ترين امور جهان كاملا آگاه است، به جز خداى يكتا كه همۀ اسم‌ها و صفات نيكو مخصوص اوست خدايى نيست.»

(وَ أَنَا اِخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى* إِنَّنِي أَنَا اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ اَلصَّلاةَ لِذِكْرِي*

«و من تو را (به رسالت خود) برگزيدم، در اين صورت به سخن وحى گوش فراده، منم خداى يكتا كه هيچ خدايى جز من نيست، پس مرا (به يگانگى) بپرست و نماز را مخصوصا براى ياد من به‌پا دار.»

 إِنَّما إِلهُكُمُ اَللّهُ اَلَّذِي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً)[16]

«تنها خداى شما آن يگانه خدايى است كه جز او هيچ خدايى نيست و علمش به همۀ ذرات عوالم هستى محيط است.»

(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ نُوحِي إِلَيْهِ)[17](أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدُونِ)[18]

«و ما هيچ رسولى را پيش از تو به رسالت نفرستاديم جز آن‌كه به او وحى كرديم.» «كه به جز من خدايى نيست پس مرا بپرستيد.»

(وَ ذَا اَلنُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي اَلظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِينَ)[19]

«و (ياد آر حال) ذو النون (يعنى يونس) را هنگامى كه (از ميان قوم خود) غضبناك بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در مضيقه و سختى نمى‌افكنيم (تا آن‌كه به ظلمات دريا و شكم ماهى در شب تار گرفتار شد) آن‌گاه در آن ظلمت‌ها فرياد كرد كه خدايى به جز ذات يكتاى تو نيست، تو (از شريك و هرعيب و آلايش) پاك و منزهى و من از ستمكاران بودم (كه بر نفس خود ستم كردم) .»

(فَتَعالَى اَللّهُ اَلْمَلِكُ اَلْحَقُّ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْكَرِيمِ)[20] (اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ)[21]

«پس (بدانيد كه) خداى پادشاه به حق، برتراست (از آن‌كه از او فعل عبث و بيهوده صادر شود) كه هيچ خدايى به جز همان پروردگار عرش مبارك نيست.» «در صورتى كه خداى يكتا كه جز او هيچ خدايى نيست پروردگار عرش باعظمت.»

(وَ هُوَ اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ لَهُ اَلْحَمْدُ فِي اَلْأُولى وَ اَلْآخِرَةِ، وَ لَهُ اَلْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)[22]

«و اوست خداى يكتا كه جز او هيچ خدايى نيست، هم ستايش در اول و آخر عالم (در اين جهان و آن جهان) مخصوص اوست و هم حكم و سلطنت جهان با او و هم رجوع شما به سوى اوست.»

(وَ لا تَدْعُ مَعَ اَللّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاّ وَجْهَهُ لَهُ اَلْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ)[23]

«و هرگز با خداى يكتا ديگرى را به خدايى مخوان، كه جز او هيچ خدايى نيست، هرچيزى جز ذات پاك الهى هالك الذّات و نابود است، فرمان با او و رجوع شما به سوى اوست.»

(يا أَيُّهَا اَلنّاسُ اُذْكُرُوا نِعْمَتَ اَللّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اَللّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ اَلسَّماءِ وَ اَلْأَرْضِ لاإِلهَ إِلاّ هُوَ فَأَنّى تُؤْفَكُونَ)[24]

«اى مردم! متذكر شويد كه چه نعمت‌ها خدا به شما عطا فرمود، آيا جز خدا آفريننده‌اى هست كه از آسمان و زمين به شما روزى دهد؟ هرگز جز آن خداى يكتا خدايى نيست، پس اين مشركان چگونه شما را (از درگاه حق رو به بتان باطل) مى‌گردانند؟ .»

(ذلِكُمُ اَللّهُ رَبُّكُمْ لَهُ اَلْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَأَنّى تُصْرَفُونَ)[25]

«اين خداست پروردگار شما كه سلطان ملك وجود اوست، هيچ خدايى جز او نيست، پس اى مشركان (نادان) از درگاه او به كجا مى‌برندتان؟ .»

(غافِرِ اَلذَّنْبِ وَ قابِلِ اَلتَّوْبِ شَدِيدِ اَلْعِقابِ ذِي اَلطَّوْلِ، لا إِلهَ إِلاّ هُوَ إِلَيْهِ اَلْمَصِير)[26]

«خدايى كه بخشندۀ گناه و پذيرندۀ توبۀ (بندگان باايمان) و منتقم سخت (از مردم ظالم بى‌ايمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هيچ خدايى نيست، بازگشت همه به سوى اوست.»

(ذلِكُمُ اَللّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَأَنّى تُؤْفَكُونَ)[27](ذلِكُمُ اَللّهُ رَبُّكُمْ فَتَبارَكَ اَللّهُ رَبُّ اَلْعالَمِينَ*

«همان خدا، پروردگار شما آفرينندۀ همۀ موجودات عالم است، جز او هيچ خدايى نيست، پس (اى بندگان) از درگاه يگانه معبود حق به كجا بازگردانيده (و فريفتۀ معبودان باطل) مى‌شويد؟» «اين خدا پروردگار شماست، زهى برتر و بزرگوار است خداى يكتا، پروردگار عالميان،

هُوَ اَلْحَيُّ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ اَلدِّينَ*اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ)[28] 

او خداى زندۀ ابد است، جز او هيچ خدايى نيست، پس تنها او را بخوانيد و به اخلاص در دين بندۀ او باشيد، كه ستايش و سپاس مخصوص خداى يكتا آفريدگار عالميان است.»

(رَبُّ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ)[29] (لا إِلهَ إِلاّ هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ اَلْأَوَّلِينَ)[30]

«موسى (جواب داد:) خداى آسمان‌ها و زمين است و آنچه ما بين آنهاست، اگر به يقين باور داريد.» «هيچ خدايى غير او نيست، او زنده مى‌گرداند و باز مى‌ميراند، او خداى آفرينندۀ شما و پدران پيشين شماست.»

(فَأَنّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ اَللّهُ وَ اِسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِناتِ)[31]

«پس از آن‌كه قيامت بيايد در آن حال تذكر و يادآورى آنان چه فايده بخشد؟ ، باز هم بدان كه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست و تو بر گناه خود[32]و براى مردان و زنان باايمان آمرزش طلب»

(هُوَ اَللّهُ اَلَّذِي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عالِمُ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهادَةِ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ، هُوَ اَللّهُ اَلَّذِي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ

«اوست خداى يكتايى كه غير او خدايى نيست، دانای آشکار و نهان، او است بخشنده مهربان، خدایی است که خدایی غیر او نیست

اَلْمَلِكُ اَلْقُدُّوسُ اَلسَّلامُ اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُهَيْمِنُ اَلْعَزِيزُ اَلْجَبّارُ اَلْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اَللّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ)[33]

سلطان مقتدر عالم، پاك از هرنقص و آلايش، منزّه از هرعيب و ناشايست، ايمنى‌بخش دل‌هاى هراسان، نگهبان جهان و جهانيان، غالب و قاهر بر همۀ خلق، باجبروت و عظمت، بزرگوار و برتر (از حدّ فكرت) ، زهى منزّه و پاك خداى يكتا كه از هر چه بر او شريك پندارند منزّه و (از آنچه در وهم و خيال و عقل انديشند) مبرّاست.»

(اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ عَلَى اَللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ اَلْمُؤْمِنُونَ)[34]

«خداى يكتاست كه جز او خدايى نيست و اهل ايمان تنها بر خدا بايد توكل كنند.»

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَفْواً لَيْسَ بَعْدَهُ عُقُوبَةٌ وَ رِضًا لَيْسَ بَعْدَهُ سَخَطٌ وَ عَافِيَةً لَيْسَ بَعْدَهَا بَلَاءٌ وَ سَعَادَةً لَيْسَ بَعْدَهَا شَقَاءٌ

خداوندا! عفوى را از تو خواستارم كه كيفرى بعد از آن نباشد و خوشنودى‌اى كه خشمى بعد از آن نباشد و عافيتى كه بلايى بعد از آن نباشد و سعادتى كه بدبختى بعد از آن نباشد

وَ هُدًى لَا يَكُونُ بَعْدَهُ ضَلَالَةٌ وَ إِيمَاناً لَا يُدَاخِلُهُ كُفْرٌ وَ قَلْباً لَا يُدَاخِلُهُ فِتْنَةٌ.

و هدايتى كه هيچ گمراهى بعد از آن نباشد و ايمانى كه كفر با آن درنياميخته باشد و قلبى كه آشوبى در آن داخل نشده باشد.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ السَّعَةَ فِي الْقَبْرِ وَ الْحُجَّةَ الْبَالِغَةَ وَ الْقَوْلَ الثَّابِتَ

خدايا! گشايش قبر، حجت رسا و سخن استوار را از تو درخواست مى‌كنم

وَ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيَّ الْأَمَانَ وَ الْفَرَجَ وَ السُّرُورَ وَ نَضْرَةَ النَّعِيمِ،

و اين‌كه ايمنى و گشايش و خوشحالى و برافروختگى نعمت فراوانت را بر من فرود آورى

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَرِّفْنِي بَرَكَةَ هَذَا الشَّهْرِ وَ يُمْنَهُ

خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا با بركت و فرخندگى اين ماه آشنا ساز

وَ ارْزُقْنِي خَيْرَهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّهُ وَ اجْعَلْنِي فِيهِ مِنَ الْفَائِزِينَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

و خير آن را روزى‌ام كن و شر آن را از من دور كن و مرا در آن از رستگاران قرار ده، به رحمتت اى مهربان‌ترين مهربانان!

اللَّهُمَّ أَنْتَ وَهَّابُ الْخَيْرِ فَهَبْ لِي شَوْقاً إِلَى لِقَائِكَ وَ إِشْفَاقاً مِنْ عَذَابِكَ وَ حَيَاءً مِنْكَ وَ تَوْقِيراً وَ إِجْلَالًا

خداوندا! تو بخشندۀ خير هستى، پس اشتياق و ملاقات خود، هراس از عذابت، حيا و شرم از تو و بزرگ‌داشت و تعظيم از خود را به من ارزانى دار

حَتَّى يَوْجَلَ مِنْ ذَلِكَ قَلْبِي وَ يَقْشَعِرَّ مِنْهُ جِلْدِي وَ يَتَجَافَى لَهُ جَنْبِي

تا اين‌كه دلم احساس هراس نموده و پوست بدنم به لرزه درآيد و پهلويم كناره گيرد

وَ تَدْمَعَ مِنْهُ عَيْنِي وَ لَا أَخْلُوَ مِنْ ذِكْرِكَ فِي لَيْلِي وَ نَهَارِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

و چشمم پراشك گردد و در طول شبانه‌روز از ياد تو دست نكشم، اى مهربان‌ترين مهربانان!

اللَّهُمَّ إِنِّي أُثْنِي عَلَيْكَ وَ مَا عَسَى أَنْ يَبْلُغَ مَدْحِي وَ ثَنَائِي مَعَ قِلَّةِ عَمَلِي وَ قِصَرِ رَأْيِي

خدايا! من تو را مى‌ستايم، ولى مدح و ثناى من با وجود عمل اندك و ديدگاه كوتاهم به كجا مى‌تواند برسد،

وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْمَلِيكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ

در حالى كه تو آفريدگارى و من آفريده و تو مالكى و من مملوك و تو پروردگارى و من بنده و تو سربلندى و من سرافكنده

وَ أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ أَنَا خَلْقٌ أَمُوتُ

و تو نيرومندى و من ناتوان و تو بى‌نيازى و من نيازمند و تو عطاكننده‌اى و من درخواست كننده و تو زنده‌اى هستى كه نمى‌ميرى و من آفريده‌اى هستم كه مى‌ميرم،

فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَعْطِنِي سُؤْلِي فِي دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ تَجَاوَزْ عَنِّي وَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ.

پس مرا بيامرز و بر من رحم آور و خواستۀ دنيايى و آخرتى مرا به من عطا كن و از من و نيز از همۀ مردان و زنان مؤمن و مسلمان، اعم از زنده و مردۀ آنان درگذر.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ صَفِيِّكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ،

خدايا! بر محمد بنده، رسول، پيامبر و برگزيدۀ تو از ميان آفريده‌هايت، درود فرست.

اللَّهُمَّ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ كَرِّمْ مَقَامَهُ وَ أَجْزِلْ ثَوَابَهُ وَ أَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَ أَظْهِرْ عُذْرَهُ وَ عَظِّمْ نُورَهُ

خداوندا! درجۀ او را بالا ببر، و مقام او را گرامى بدار و ثواب او را فراوان و حجت و دليل او را پيروز و عذر او را آشكار و نور او را بزرگ گردان

وَ أَدِمْ كَرَامَتَهُ وَ أَلْحِقْ بِهِ أُمَّتَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ وَ أَقِرَّ بِذَلِكَ عَيْنَهُ.

و كرامت او را مستدام بدار و امت و فرزندان او را به او ملحق و چشم او را به اينها روشن گردان.

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مُحَمَّداً أَكْرَمَ النَّبِيِّينَ تَبَعاً وَ أَعْظَمَهُمْ مَنْزِلَةً وَ أَشْرَفَهُمْ كَرَامَةَ وَ أَعْلَاهُمْ دَرَجَةً وَ أَفْسَحَهُمْ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلًا،

خداوندا! محمد را گرامى‌ترين پيامبران از لحاظ پيروان و نيز بلندمرتبه‌ترين و باكرامت‌ترين برترين پيامبران و منزل او را وسيع‌ترين منزل در قيامت قرار بده.

اللَّهُمَّ اعط مُحَمَّداً دَرَجَةَ الْوَسِيلَةِ وَ شَرِّفْ بُنْيَانَه‏ وَ عَظِّمْ نُورَهُ وَ بُرْهَانَهُ وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِي أُمَّتِهِ وَ تَقَبَّلْ صَلَاةَ أُمَّتِهِ عَلَيْهِ.

خداوندا! به محمد صلّى اللّه عليه و آله درجه و وسيلۀ شفاعت عطا كن و بنيان او را والا گردان و نور و برهان او را بزرگ دار و شفاعت او را دربارۀ امتش و نيز درود امتش بر او را بپذير.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا بَلَّغَ رِسَالاتِكَ وَ تَلَا آيَاتِكَ وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِكَ حَتَّى أَتَاهُ الْيَقِينُ،

خداوندا! بر محمد درود فرست، همان‌گونه كه او پيام‌هاى تو را رسانيد و آياتت را تلاوت كرد و نسبت به بندگانت خيرخواهى نمود و در راه تو جهاد كرد (و تو را پرستيد) تا اين‌كه امر يقينى (مرگ) او را دريافت!

اللَّهُمَّ زِدْ مُحَمَّداً مَعَ كُلِّ شَرَفٍ شَرَفاً وَ مَعَ كُلِّ فَضْلٍ فَضْلًا وَ مَعَ كُلِّ كَرَامَةٍ كَرَامَةً وَ مَعَ كُلِّ سَعَادَةٍ سَعَادَةً

خداوندا، همراه با هر برترى، بر برترى محمد صلّى اللّه عليه و آله و با هر فضيلت، بر فضيلت او و با هر كرامت، بر كرامت او و با هر نيك‌بختى، بر نيكى او بيفزا،

حَتَّى تَجْعَلَ مُحَمَّداً فِي الشَّرَفِ الْأَعْلَى مِنَ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى.

تا اين‌كه محمد صلّى اللّه عليه و آله را در بلندترين مرتبۀ شرافت از درجات برتر قرار دهى.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَهِّلْ لِي مَحَبَّتِي وَ بَلِّغْنِي أُمْنِيَّتِي

خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و آنچه را كه دوست دارم (گرفتارى‌ام را) براى من آسان ساز و مرا به آرزويم برسان

وَ وَسِّعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِي وَ اقْضِ عَنِّي دَيْنِي وَ فَرِّجْ عَنِّي غَمِّي وَ هَمِّي وَ كَرْبِي وَ يَسِّرْ لِي إِرَادَتِي وَ أَوْصِلْنِي إِلَى بُغْيَتِي سَرِيعاً عَاجِلًا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.[35]

و روزى‌ات را بر من بگستران و بدهى‌ام را ادا كن و غم و اندوهم را بزدا و آنچه را مى‌خواهم براحتى برايم فراهم كن و مرا زود و با شتاب به مقصودم برسان، اى مهربان‌ترين مهربانان.


[1] ) بقره ( 2 )163.            [2] ) بقره (2)255.                  [3] ) آل عمران (3 ) 1  و  2 .
[4] ) آل عمران ( 3 ) 6 .         [5] ) آل عمران ( 3 )18.             [6] ) نساء ( 4 )87.
[7] ) انعام (6)102.            [8] ) انعام ( 6 )106.                  [9] ) اعراف ( 7 )158.
[10] ) توبه ( 9 )31.            [11] ) توبه ( 9 )129.                  [12] ) يونس (10)90.
[13] ) رعد (13)30.           [14] ) نحل (16) 2 .                   [15] ) طه (20)7و 8.
[16] ) طه (20)98.             [17] ) انبياء (21)25.               [18] ) انبياء (21)25.
[19] ) انبياء (21)87.           [20] ) مؤمنون (23)116.         [21] ) نمل (27)26.
[22] ) قصص (28)70.         [23] ) قصص (28)88.            [24] ) فاطر (35)3.
[25] ) زمر (39)6.              [26] ) غافر (40)3.                 [27] ) غافر (40)62.
[28] ) غافر (40)64و 65.    [29] ) شعراء (26)24.           [30] ) دخان (44)8.
[31] ) محمد (47)18و 19.                                                     
[32] ) منظور از گناه آن حضرت نافرمانى خدا نيست، زيرا پيامبر (ص) معصوم است. به تفاسير مراجعه شود. (م) .
[33] ) حشر (59)23.             [34] ) تغابن (67)13.             [35] ) اقبال الاعمال، ج 3، ص 145.

افزودن دیدگاه جدید