منوی اصلی

شرح عبارت "ما رأیت الا جمیلا" (بخش سوم) - سید محمد مهدی میرباقری ( صوت + متن )

شرح عبارت "ما رأیت الا جمیلا" (بخش سوم) - سید محمد مهدی میرباقری ( صوت + متن )

 

 

 


تاریخ: محرم 93/8/16
موضوع: شرحی بر عبارت "ما رأیت الا جمیلا" . زیبایی های واقعه عاشورا
زمان : 48 دقیقه
دانلود متن کامل سخنرانی
مشاهده و دانلود بخش اول سخنرانی مشاهده و دانلود بخش دوم سخنرانی

خلاصه

عرض کردیم که وجود مقدس زینب کبری سلام الله علیها در مجلس ابن زیاد در جواب او جمله ای را بیان کردند. در همین روز دوازدهم وقتی ایشان بر ابن زیاد وارد شدند، یکی از جملاتی که ابن زیاد گفت این بود که «کَیْفَ رَاَیْتِ صُنْعَ اللهِ بِاَخیکِ» کار خدا را با برادت چگونه دیدی؟ حضرت فرمودند: «ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلا»؛ من در کار خدا جز زیبایی ندیدم.

در جلسه گذشته اشاره کردم در این بیان زینب کبری سلام الله علیها دو نکته هست

اول: : زیبایی این صنع خدا در کجا بود؟ کجای این کار زیبا بود؟ این شهادت سنگین، این اسارت کجای این کار زیبا بود، زیبایی کجا است؟

دوم: چگونه انسان می تواند به درک زیبایی کرا خدا در متن بلا می رسد. بخصوص کسی مانند زینب کبری که در متن بلا هستند؟

پیرامون نکته اول عرض کردیم که

وفای سیدالشهداء(ع)، عبادت بزرگ ایشان و  رضای ایشان به قضاءالله با عنایت و امداد و توفیق و کمک خدای متعال بوده است. هیچ حسنی از بنده سر نمی زند الا اینکه از خدای متعال شروع می شود و قبل از اینکه انسان یاد خدا کند، خدا یاد بنده می کند.

نکته دوم این بود که خدای متعال بعد از اینکه سیدالشهداء(ع) با امداد و کمک الهی به عهدشان وفا کردند، برای بار دوم خدای متعال وفا کردند و در این وفای عهد، بهترین ضیافت را برای سیدالشهداء(ع) رقم زدند و شفاعت تطهیری و ترفیع درجه مومنان و بخصوص اولیاء خدا به سید الشهداء عنایت شد.

اینک ادامه بحث:

نکته دیگری که در جمال صنع الهی هست این نصرتی است که خدای متعال نسبت به سیدالشهداء(ع) داشته اند و ایشان در این صحنه و درگیری پیروز مطلق این میدان جنگ هستند. ممکن است کسی تلقی کند که در این جنگی که در عاشورا اتفاق افتاد، به حسب ظاهر سیدالشهداء(ع) شکست خوردند ولی صددرصد، ظاهرا و باطنا وجود مقدس ایشان پیروز این میدان جنگ هستند زیرا ایشان به بهترین وجه به اهداف خودشان از قیام دست پیدا کردند.

هدف اول: وفا به میثاق بندگی  در جهاد باطنی کربلا

سیدالشهداء(ع) در عالم میثاق آنجایی که خدای متعال صحنه عاشورا را عرضه کردند با خدای متعال برای جهاد باطنی بزرگ در کربلا عهد بندگی بسته بود. شیطان و  دشمنان نبی اکرم (ص) می خواستند کار را به نقطه ای برسانند که این بندگی در نهایت زیبایی اتفاق نیفتد.

شیطان دنبال این است که قوای خودش را در عالم گسترش دهد، صفات رذیله را در عالم بسط دهد و سیدالشهداء(ع) می خواهند با قوا و جنود عقل لشکر شیطان را دور کنند، آن جهاد اعظم و باطنی سیدالشهداء(ع) است. میدان جهاد اعظم وجود مقدس سیدالشهداء(ع) بسیار گسترده است و حضرت با همه قوا دارند در مقابل همه قوای شیطانی در عالم می جنگند و شیطان تمام قوای خودش را به میدان آورده است.

شیطان با تمام وجود روز عاشورا در صحنه کربلا آمد تا یک ترک اولی از سیدالشهداء(ع) بگیرد و اگر ایشان یک ترک اولی در بندگی می کرد، کار عالم خراب بود، بساط شفاعت و هدایت به هم می خورد  اما نتوانست. میخواست نقطه ضعفی از اصحاب و اهل بیت بگیرد ولی سیدالشهداء(ع) به گونه ای این ها را تربیت کرد که نتوانست. پس در بندگی خدای متعال به هیچ وجه موفق نشد که کاری انجام دهد و سیدالشهداء(ع) بندگی را در اوج زیبایی انجام دادند و او تمام توان خود را به کار برد و صد در صد قوای شیطان، شیاطین انس و جن شکست خوردند، صددرصد شکست خوردند نه اینکه یک درصد آن ها پیروز هستند و نودونه درصد سیدالشهداء(ع).

هدف دوم:دستگیری از عباد الله  و پیروزی در میدان جهاد ظاهری

دومین کاری که سیدالشهداء(ع) می خواستند بکنند این بود که واقعا عبادالله را دستگیری کنند، صحنه شفاعت سیدالشهداء(ع) یک گوشه اش این صحنه های زیبایی است که ما روز عاشورا می بینیم، یک گوشه اش این میدان مقاومتی است که شما الان در دنیا می بینید که شیعیان سیدالشهداء(ع) چگونه در مقابل جبهه شیطان ایستاده اند . حضرت می خواستند قلوب به حدی از رشد برسند که آماده شوند و ولایت امام ظهور پیدا کند و ولایت امام را بپذیرند تا با امام رشد کنند. امام می خواستند که عالم بیت النور شود و این البته زمان می برد و از یک مسیر و درگیری طولانی تاریخی عبور می کند. یک جنگ عظیم تاریخی است و سیدالشهداء(ع) این جنگ عظیم تاریخی را اداره کرده اند و هنوز هم ایشان دارند، اداره می کنند و پایان این درگیری هم یکی ظهور است و یکی رجعت که غلبه مطلق جبهه سیدالشهداء(ع) است. هم ظهور و هم رجعت غلبه مطلق جبهه حق است. در واقع ظهور نتیجه حرکت امام حسین (ع) است.

پس سیدالشهداء(ع) پیروز مطلق این میدان هستند و آرام آرام قلوب و ارواح را به سمتی بردند که این ارواح برای درک حقیقت توحید و ولایت آماده شوند تا ظهور و رجعت واقع شود و این اتفاق عظیم بیفتد و این کار را وجود مقدس سیدالشهداء(ع) انجام دادند. پس یکی دیگر از زیبایی های کار خدا این است که خدای متعال سیدالشهداء(ع) را امداد کرده است و قوایی را در اختیار حضرت قرار داده است که حضرت به پیروزی قطعی و مطلق در باطن و ظاهر رسیدند و می رسند؛ هم در میدان مجاهده باطنی حضرت صددرصد پیروز هستند و هم در میدان مجاهده ظاهری؛ این صحنه های درگیری عظیم و پیروزی های پیاپی جبهه سیدالشهداء(ع) را می بینید که از روزی که حضرت به شهادت رسیدند، چگونه قلوب بوسیله ایشان هدایت می شوند و چگونه دست شیطان از دل اولیاء خدا، از عقل و از قوایشان کوتاه می شود و نمی تواند اولیاء خدا و دوستان اهل بیت و مؤمنین را منحرف کند. هر چه آن ها تلاش می کنند، سیدالشهداء(ع) تلاش آن ها را خنثی می کند.و این جریان ادامه دارد تا دوره ظهور و رجعت و قیامت که صحنه قیامت، روز غلبه مطلق سیدالشهداء(ع) است که آن غلبه مطلق را شما در تقسیم شدن اهل محشر به دو دسته بهشتی و جهنمی می بینید. همه بهشتی ها آن هایی هستند که شفاعت سیدالشهداء(ع) شامل حالشان شده و همه جهنمی ها آن کسانی هستند که از شفاعت ایشان محروم هستند یعنی جبهه شیطان جهنمی ها و جبهه سیدالشهداء(ع) بهشتی ها هستند. حقیقت پیروزی مطلق سیدالشهداء(ع) در روز قیامت و حتی تمام پیروزی و غلبه ایشان و امداد و نصرتی که خدای متعال برای سیدالشهداء(ع) فراهم کرده اند، معلوم می شود. حتی در دوره ظهور و دوره رجعت هم معلوم نمی شود با اینکه آن روزها روزهای بسیار بزرگی هستند و ایام الله هستند. ولی در عین حال همه نصرت و پیروزی سیدالشهداء(ع) در ظهور و رجعت هم آشکار نمی شود بلکه اصل پیرزی و غلبه ایشان در قیامت آشکار می شود؛ آنجایی که صفوف بهشتی ها و جهنمی ها از هم جدا می شود و معلوم می شود که پیروز میدان کیست.

پاسخ به سوال دوم

اما سؤال دوم، زینب کبری سلام الله علیها که در متن و کانون این بلا واقع شده است و در این حادثه مبتلاترین هست و سخت ترین صحنه های ابتلا برای ایشان پیش آمده است، چگونه این جمال را می بینند؟

انسان تا در مقام محبت خدای متعال قرار نگرفته باشد، حجاب ها از جلوی چشم او کنار نمی رود تا بتواند جمال صنع خدا را مشاهده کند. انسانی که در مقام محبت و مقام رضا است به اندازه ای که در مقام محبت و رضا است، حجاب از جلوی چشم دلش کنار می رود و مشاهده جمال می کند و از آن لذت می برد. آن انسان هایی که در اوج محبت خدا هستند، هر چه در عالم نگاه می کنند جز جمال نمی بینند نه اینکه جمال مصنوعی است نه اینکه تلقین است، یک جمال حقیقی است منتها این جمال الهی آن قدر مشاهده اش عظیم هست که تنها قلوبی می توانند زیبایی صنع خدا را، جمال الهی را در فعل و ربوبیتش مشاهده کنند که در مقام محبت و رضا باشند. انسان تا در مقام محبت و رضا قرار نگرفته است، نمی تواند زیبایی کار خدا را در بلا ببیند. لذا ممکن است بر بلا صبر کند و می داند که خدای متعال مهربان است مثلا آدم را بیمار کرده، ده سال صبر می کند و شکایت هم نمی کند ولی زیبایی و جمال صنع خدا را مشاهده نمی کند مگر در مقام رضا باشد. اگر در مقام رضا بود، زیبایی کار خدا را با خودش مشاهده می کند و درک جمال می کند، درک جمال حاصل مقام محبت و رضا است و به اندازه ای که انسان در مقام محبت و رضا رفعت پیدا کند به او اجازه می دهند و حجاب ها را بر می دارند و پرده از جمال صنع خدا برداشته می شود و زیبایی صنع خدا را می بیند. حال یک موقعی حجاب از جلوی چشم انسان کنار می رود و جمال صنع خدا، ربوبیت خدا و لطف خدا را در عالم طبیعت می بیند مثلا رویش گیاهان را که می بیند، غرق در بهجت می شود یا غروب و طلوع خورشید و غروب و طلوع ستارگان را که می بیند و از این دست تدبیر خدای متعال و زیبایی صنع او با همه مخلوقات، غرق در ابتهاج و نشاط می شود. این بهجت هایی برای خوبان و اولیاء خدا است تا آنجایی که حجاب از جلوی چشم انسان کنار برود و بتواند ملکوت و فوق عالم ملائکه را ببیند. آن وقت بتواند جمال صنع خدا را در باطن حادثه عاشورا با سیدالشهداء(ع) ببیند و آن کسی که می تواند در روز عاشورا در گودی قتله گاه باشد و از بالای تل زینبیه گودی قتله گاه را ببیند و در متن دیدن گودی قتله گاه دو جمال مشاهده کند، یکی جمال عبودیت سیدالشهداء(ع) و بالاتر از آن جمال ربوبیت خدای متعال را زینب کبری سلام الله علیها است. مقام خیلی رفیعی را در توحید می خواهد و به هر کسی که نشان نمی دهند. ممکن است حجاب از جلوی چشم آدم کنار برود و ببیند که خدای متعال چقدر این پرنده را زیبا آفریده است و غرق در لذت شود ولی اینکه انسان بتواند روی تل زینبیه بایستد و جمال صنع خدا را در گودی قتله گاه ببیند که آنجا (قتله گاه) فوق عرش است، اینکه مُقبل دارد «اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد» واقعا هم همینطور است، حضرت فوق عرش هستند.

اگر کسی در باطن، آن اتفاقاتی را که دارد در باطن عاشورا می افتد، مشاهده کند و در مقامات رفیع سیدالشهداء(ع)، بندگی ایشان که فقط بندگی ظاهری در گودی قتله گاه نبود بلکه همه عوالم وجودی سیدالشهداء(ع) روز عاشورا در حال سجده در مقابل خدای متعال بود و به همین دلیل است که همه عوالم درگیر هستند و در همه این عوالم خدای متعال با لطافت و محبتی که فوق محبت سیدالشهداء(ع) به خدا است با او برخورد می کرد، هم سیدالشهداء(ع) ابراز محبت می کرد و هم خدای متعال محبت به ایشان و محبت خدای متعال خیلی لطیف تر از محبت سیدالشهداء(ع) است. آن چشم زیبایی که می تواند در صحنه عاشورا و در متن آن صحنه سنگین، همه عوالم سیدالشهداء(ع) را ببیند و زیبایی صنع خدای متعال را، لطف خدا و محبت خدا به سیدالشهداء(ع) را در همه آن عوالم مشاهده کند، آن زینب کبری سلام الله علیها است و کار من و شما نیست، اوست که می تواند حتی در مجلس ابن زیاد آن صحنه اسارت را وقتی می بیند، سر مطهر سیدالشهداء(ع) را که در تشت مقابل ابن زیاد می بیند در همان صحنه وقتی چهره و ظاهر صحنه کنار می رود، باطن عبادت سیدالشهداء(ع) و اهل بیت و زیبایی بندگی آن ها و مهم تر از آن زیبایی محبت و لطف و دستگیری و عنایت و مرحمت خدای متعال را به سیدالشهداء(ع) و ضیافت حضرت را می بیند. آنچه موجب می شود که زینب کبری سلام الله علیها در مجلس ابن زیاد و درآن صحنه سنگین همین که صحبت از صنع خدا به میان می آید، می فرماید « ما رأیت الا جمیلا» این است که ایشان در مقام محبت و رضای الهی است آن هم در اوج نه در مقام نازل. لذا او حقیقتا در صحنه عاشورا صحنه سوم را هم دیده است. ما و انسان هایی که مثل ما محجوب هستند معمولا آن صحنه دوم را نمی بینیم، وقتی نگاه می کنیم که گیاهی می روید، عوامل طبیعی را می بینم اما هیچ وقت ربوبیت خدای متعال را مشاهده نمی کنیم و خیلی که رشد کنیم آن وقت می توانیم آن زیبایی صنع خدا را که چشم باطنی می خواهد ببینیم. به این سادگی نیست که انسان همین که رویش گل را می بیند، دست محبت خدا را ببیند که دارد گل را پرورش می دهد، در بهار محبت خدا را ببیند و در پاییز هم محبت خدا را ببیند. حالا ببینید چه کسی را می توانند در صحنه عاشورا راه بدهند و بعد هم از جلوی چشمش حجاب را کنار بزنند و در پشت صحنه عاشورا یعنی لطف حضرت حق، دست تدبیر حضرت حق و ربوبیت حضرت حق را در اوج جمال مشاهده کند و بفرماید «ما رأیت الا جمیلا». این مقام وجود مقدس حضرت زینب کبری سلام الله علیها است که هم در بلا راهش دادند و هم جمال بلا را به ایشان ارائه کردند و در مقامی از توحید هستند که می توانند آن صحنه های زیبایی ربوبیت و صنع خدای متعال را با سیدالشهداء(ع) مشاهده کنند نه با ملائکه، نه با عالم طبیعت و نه با مؤمنین. این کار خود زینب کبری سلام الله علیها است که مستغرق در توحید است و اینطور نیست که به تعبیر بزرگان متمکن از توحید باشد بلکه همیشه در مقام توجه به خدای متعال و در مقام قرب است و لذا در همه احوال و در سخت ترین حالات هم می تواند دست محبت خدا و لطف او و عنایت خدای متعال را همراه با خودش و با همه عالم مشاهده کند.

 

افزودن دیدگاه جدید